امروز نمی خوام حرف تازه ای بزنم تنها از گذشته میگویم شاید هم از دیگران . این حرف ها هنوز هم برای تو تازگی دارد گرچه ماههاست برای تو حرف های تکراری می نویسم اما اگر یک روز و تنها یک روز هم این متن ها را بخوانی برای تو تازه خواهد بود.
زمان درمان می کند. زمان چه وازه غریبی هنوز در دود اندود زمان ،خود را پیدا نکرده بودم که تو را دیدم .هنوز نمی دانستم چگونه باید مرد یا زندگی کرد و تو گفتی مرگ زیبا است. اما حال که باید از اینجابروم گریه می کنی .وگونه ات را اشک تر می کند .با دستهایم به آرامی زیر چشمهای مظلومت را پاک می کنم و می گویم :من اینجا هستم هر گاه که خود بخواهی در کنار تو زیر این سایه تنهایی و تو لبخند می زنی و من هنوز در اولین دیدارمان غریب؟!!
سلام.....اولین باره به وبلاگتون سر میزنم.....واقعا زیباست.....منتظرتون هستم...تا بعد....
از تکرار خوشم نمیاد.
نفس کشیدن هم تکراری است گاهی تکرار لازمه بقا است؟!!
از واقعه اي تو را خبر خواهم كرد... وآن را به دوحرف ، مختصر خواهم كرد... با عشق تو در خاك نهان خواهم شد... با مهر تو سر زخاك بر خواهم كرد... يا حسين ... ممنون ازاظهار لطف و بزرگواري شما همواره منتظر حضورت سبزتان هستم وبلاگ زيبائی داريد
سلام ...
از این که یه مدت نبودم متاسفم ...
رفته بودم تبلیغ کنم ...
با نظرت راجع به زمان موافقم گذشت زمان خیلی چیز ها رو حل میکنه .
با اینکه شعرش تکراری بود خیلی زیاد ولی من دوستش دارم:)
سلام دوستم ... من کلا مریم بودنو دوست دارم ! اسممو دوست دارم ! زندگیمو دوست دارم ! ولی گلک حدستو بهم بگو شاید هم جزو ناگفته هایی باشه که تو دلمه .... فدای تو .