گوش می سپرم باز هم با دقت هر چه تمام تر نگاهم بر در است گوشم بر دیوار لبانم سر شار از نامش در گلویم در گلویم چیزی است که وسعتش به اندازه تمام بغض های عالم است اما این را خوب می دانم با آمدن تو این نیز میشکند گاه حتی با شنیدن اسمت دستانم دستان نیز تو را می خوانند اما پاهای سردم ناتوان از گام برداشتن دیگر نمی توانم بیش از این گام بردارم حال می فهمم چرا دیوار ها نیز تو را می خوانند چرا پنجره ها همیشه به آهنگ نامت می تپند همه و همه تو را می خوانند تو را و تنها تو را و این را خوب دانستم که همه نشانی از آمدنت هستند بیانی که می گویند می آیی حتی اگر آن روز ،روز آخر عمر من باشد.
سلام علی جان! خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم....شرمندم کردی دادا....انشالله که بتونم جبران کنم! (: ...خیلی مخلصم....التماس دعا و من الله توفیق الشهاده.....یا علی(ع)
واقعآممنونم..اینو امتحان نکردم... ولی بعدآمیکنم خیلی خیلی از شما متشکرم... بای بای
سلام علی جان! خیلی خوشحالم که با وبلاگتون آشنا شدم....شرمندم کردی دادا....انشالله که بتونم جبران کنم! (: ...خیلی مخلصم....التماس دعا و من الله توفیق الشهاده.....یا علی(ع)
خیلی عاشقانه بود.......