درسته همیشه تنها بودم حالا تنها تر شده ام هیشکی نیست که براش بنویسم دوستت دارم هیچ کس نیست که بدانم اهمیتی به خود من می دهد تنهایم نمی گذارد یک دوست پیدا کردم که تنها برایم نامه نوشت همین اما کمتر از یک صفحه بود خیلی کمتر !! همیشه دوستی هایم یک طرفه بوده شاید هم دلیلی برای اشتباه گذشته هایم باشد درست است من یک دوست را منتظر گذاشتم اما تقصیر من چه بود من هیچ چیز از او نداشتم نه تلفن و نه ... اما آیا باید تا پایان عمرم توبیخی آن زمان را بدهم . من هیچ کس را نداشتم تا برایش از روی عشق شعر بگویم تمام نوشته هایم پوچ است بی دلیل نیست عشق را گم کرده ام بس است کافی است دیگر نمی خواهم باید برای کسی بگویم که چرا تنها ماندم چرا و چرا ... اکنون آرام تر گشته ام بسیار آرام تر اما باید این راز را می گفتم تنهایی مرا می کشد گرچه تنهایی را خیلی دوست می داشتم اما اکنون از او بی زارم زیرا تنها می شوم تنهای تنها؟!!!
بدون عشق هم می شه زندگی کرد... ولی بدون امید نمی شه! موید باشی انشاا..